![]() شبنم مددزاده |
شبنم مددزاده
صدای زنگهای مدرسه، صدای شکستن سکوت این شب است. صدای زنگهای مدرسه، شروع یک تداوم است، تداوم نواختن آهنگ مبارزه در برابر بیعدالتی، ایستادگی در حقخواهی و پایفشردن بر آزادیخواهی، آهنگی صد ساله که در سرزمینمان به دست عاشقان آزادی نواخته شده و مشق نواختنش را در صفحههای تاریخ برجای گذاشتهاند تا شاید ما تکرارش کنیم؛ که تنها راه برای رسیدن به نور و آزادیست.
یاران دبستانی، اینک دوباره پاییز، دوباره مدرسه و دانشگاه، معلم و استاد، دوباره میز و صندلی و تختهسیاه و دوباره تکرار درس و امتحان…
آری، اینک دوباره پاییز، یادآور صلابت و ایستادگی دانشجویان این سرزمین است. چه شمایی که در سنگر تسخیرناپذیر آزادی خروشیدهاید و صدای فریادتان شبباوران را به زانو در آورده است و چه تمامی دانشجویانی که در زندانهای قساوت، در برابر شکنجه و شلاق، مقاومت میکنند. آری درست است که اینک در مدرسه من میز و صندلی و تختهسیاهی نیست و جزوه درسهای من سینه درد کشیده و زخمین از شلاق بیعدالتی و ظلم زمان سرزمینم است، که صفحه به صفحهاش یادآور عهد بسته با خود و خدایم است.
ولی همه ما درسهایمان را با یک الفبا شروع میکنیم، الفبایی که معلمهایمان با شعر زندگیشان، بالای چوبهدار با قافیه اعدام سرودهاند. درس بزرگ فرزاد کمانگر و همقطارانش عشق ورزیدن به تمام انسانها بود. الفبایی که ”الفش“ از ایثار و از خود گذشتگی در راه انسانیت، تا ”ی“ که یکی شدن و یگانگی را بر خط به خط دفتر مبارزه نوشتهاند تا ما از رویشان بنویسیم. اگرچه زندان، زنجیر و چوبهدار در دستان حاکمان است، این دستان ماست که سدی سترگ در برابر همه ستمهاست. دستان ماست که چوب الف را میشکند و ترکههای بیداد را برنمیتابد.
اکنون که سرزمینم به هیات دستان دانشجویان درآمده و در هر گوشه میهنمان چراغی افروخته شده در برابر ظلم و جور شبپرستان، خروش و فریاد ظلمستیزی شما سکوت و سیاهی شبهایشان را درهم میشکند، چرا که فریادهای شما آبستن نور و ازادیست.
یاران دبستانی، باید با عزمی جزمتر از پیش و با توانی مضاعف، درسهایمان را مرور کنیم، تا از امتحان ذلتناپذیری و ظلمستیزی سربلند بیرون آییم، دستهایمان را به هم دهیم دوباره و…
و من هم از دهلیز بیروزن زندان، با فریادم دریچهای به دنیا میگشایم و همصدا با شما در کوچههای پرنفس رزم، فریاد سرمیدهم که دیگر این شب را از ما گریزی نیست، دیر نیست که با سلالههای خورشید آزادی، قلبش شکافته خواهد شد.
صدای زنگهای مدرسه، صدای شکستن سکوت این شب است. صدای زنگهای مدرسه، شروع یک تداوم است، تداوم نواختن آهنگ مبارزه در برابر بیعدالتی، ایستادگی در حقخواهی و پایفشردن بر آزادیخواهی، آهنگی صد ساله که در سرزمینمان به دست عاشقان آزادی نواخته شده و مشق نواختنش را در صفحههای تاریخ برجای گذاشتهاند تا شاید ما تکرارش کنیم؛ که تنها راه برای رسیدن به نور و آزادیست.
یاران دبستانی، اینک دوباره پاییز، دوباره مدرسه و دانشگاه، معلم و استاد، دوباره میز و صندلی و تختهسیاه و دوباره تکرار درس و امتحان…
آری، اینک دوباره پاییز، یادآور صلابت و ایستادگی دانشجویان این سرزمین است. چه شمایی که در سنگر تسخیرناپذیر آزادی خروشیدهاید و صدای فریادتان شبباوران را به زانو در آورده است و چه تمامی دانشجویانی که در زندانهای قساوت، در برابر شکنجه و شلاق، مقاومت میکنند. آری درست است که اینک در مدرسه من میز و صندلی و تختهسیاهی نیست و جزوه درسهای من سینه درد کشیده و زخمین از شلاق بیعدالتی و ظلم زمان سرزمینم است، که صفحه به صفحهاش یادآور عهد بسته با خود و خدایم است.
ولی همه ما درسهایمان را با یک الفبا شروع میکنیم، الفبایی که معلمهایمان با شعر زندگیشان، بالای چوبهدار با قافیه اعدام سرودهاند. درس بزرگ فرزاد کمانگر و همقطارانش عشق ورزیدن به تمام انسانها بود. الفبایی که ”الفش“ از ایثار و از خود گذشتگی در راه انسانیت، تا ”ی“ که یکی شدن و یگانگی را بر خط به خط دفتر مبارزه نوشتهاند تا ما از رویشان بنویسیم. اگرچه زندان، زنجیر و چوبهدار در دستان حاکمان است، این دستان ماست که سدی سترگ در برابر همه ستمهاست. دستان ماست که چوب الف را میشکند و ترکههای بیداد را برنمیتابد.
اکنون که سرزمینم به هیات دستان دانشجویان درآمده و در هر گوشه میهنمان چراغی افروخته شده در برابر ظلم و جور شبپرستان، خروش و فریاد ظلمستیزی شما سکوت و سیاهی شبهایشان را درهم میشکند، چرا که فریادهای شما آبستن نور و ازادیست.
یاران دبستانی، باید با عزمی جزمتر از پیش و با توانی مضاعف، درسهایمان را مرور کنیم، تا از امتحان ذلتناپذیری و ظلمستیزی سربلند بیرون آییم، دستهایمان را به هم دهیم دوباره و…
و من هم از دهلیز بیروزن زندان، با فریادم دریچهای به دنیا میگشایم و همصدا با شما در کوچههای پرنفس رزم، فریاد سرمیدهم که دیگر این شب را از ما گریزی نیست، دیر نیست که با سلالههای خورشید آزادی، قلبش شکافته خواهد شد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر